امروز،بیش از هر زمان دیگری باید بدانیم که «قدرت نظامی» تنها یک برگ از دفتر معادلات جنگ است. برخی تصور میکنندسرنوشت نبردها تنها درگرو تجهیزات پیشرفته است؛ اما تجربه نشان داده که وحدتِ کلام و یکدستیِ اراده، میتواند معادلات را به هم بریزد. دشمن همیشه منتظریک پالسِ ضعیف ازسوی ماست تابرشدت فشارخود بیفزاید. اگرما با پیامهای متناقض و رفتارهای دودلانه به او امید ادامه بدهیم، یعنی او را به میزانی که باید نترساندهایم. درمیدان نبرد،ارسال پیام خودش یک هنر رزمی است. دشمن از لابه لای اخبار و موضعگیریها،روحیهی مارااندازه میگیرد. اگراحساس کندکه مادچاردوگانگی هستیم جسورترمیشود؛
اما اگرببیند پشت هرسربازیک جامعه ی
یکپارچه ایستاده،درمحاسبه خودبازنگری میکند.
مقاومت،یعنی ندادنِ فرصتِ نفسکشیدن به دشمن.مذاکره و آتشبسهای مقطعیِ بدون پشتوانهی قدرت،نه تنها گرهگشا نیست، بلکه تلهای برای ترمیم قوای دشمن میشود. ما نباید اجازه دهیم دشمن باوقفههای دروغین خود را تحمیل کند.ابتکار عمل دردست ماست،اگربدانیم چه زمانی محکم بایستیم و چه زمانی تن به مصالحه ضعیف ندهیم،
اتحادِ میانِ مسئولان و مردم، ارادهی ملی را غیر قابل نفوذ میکند. اگرمردم احساس کنندصدایشان یکی است ومسؤولان بی وقفه برای رفع
دغدغههایشان تلاش میکنند، حرف دل مردم همان سلاح برندهای میشود که دشمن ازآن هراس دارد.بزرگترین اشتباه، باورِاین است که تنهاباشلیک گلوله میتوان جنگید. جنگ امروز،جنگِ مدیریتِ افکارعمومی و تابآوریِ اجتماعی” هم هست. هر تصمیمِ سیاسی و موضعگیریِ رسانهای، موشکی است که درافکارِدشمن شلیک میشود.
پس بیایید باور کنیم که پایانِ این نبرد بسیار نزدیکتر از آن چیزی است که برخی تحلیلگران میگویند. به شرطی که پالسِ واحد بفرستیم.ازمسؤولان تامردم،همه دریابیم که دراین کشتی نشستهایم و قایق نجات، چیزی جز همدلی نیست.
دشمن رانبایدباتردیدهایمان قوی کنیم؛
بلکه بایدبااتحادمان اوراازمیدان به درکنیم.
جنگِ تمامعیارامروز،در کارزارِ ارادهها رقم میخورد.ما اگر امروز یکدل و یکصداحرکت کنیم، میتوانیم فردا را در آرامش و اقتدار بگذرانیم.اما اگر به جای مقاومتِ فعال به انفعالِ مذاکرهای تن دهیم، نه تنها زمان را از دست دادهایم، بلکه فرصتِ طلاییِ پیروزی زودهنگام را نابود کردهایم. دشمنی که امروز با تمام وجود بر ما فشار میآورد،همان آمریکای جنایتکاری است که رئیسجمهورش باچهرهای دروغگو و کودککش،بیشرمانه زیرساختهای زندگیِ میلیونها هموطنِ مارا هدف گرفته است.این رژیمِ جنگطلب که هیچ مرزی برای جنایت قائل نیست، وقتی ازسویِ نیروهای مقتدرِنظامی ما اعم ازسپاه، ارتشِ دلیرونیروی دریایی رشید
درتنگهی هرمزتحت فشارجدی قرارمیگیرد
ناگهان لب به مذاکره میگشاید؛امااین مذاکره،نه نشانهی صلح،که تاکتیکی برای نفسکشیدن و تجهیزِ دوباره است. اینجا،جایِ قدردانی از تمامیِ سربازانِ گمنام ونامدارِ این مرزوبوم است؛از فرماندهانِ دلاورِ نیروی دریایی که با چشمانی باز بر ترددِ دشمن نظارت دارند تاسربازانِ ارتش و سپاه که با جانفشانی، امنیتِ این آب وخاک راتضمین میکنند.
رهنمودهایِ هوشمندانه و مدبرانهی رهبرِ
انقلاب سیدمجتبی خامنهای،درکنارهمتِ والایِ تمامیِ مسئولان نشان داده که اگر بینِ مردم و حاکمیت، اتحادی ناگسستنی شکل بگیرد، هیچ قدرتی یارایِ مقابله با این ارادهی جمعی را ندارد.باور کنیم که رمزِ قوت ما،درگوش شنوا داشتن نسبت به حرف دلِ مردم و تصمیمِ قاطع دربرابر دشمن است. دشمن تا وقتی که ما را متحد ببیند، از ادامهی راه ناامید میشود و این، همان کلید طلاییِ پایانِ سریعِ این ماجراست. اتحادِمسئولان ومردم،نه یک شعارِ سیاسی که میدانیِ جنگیِ واقعی است که میتواند معادلات را یکشبه دگرگون کند.
عبدالحمید گلافشان
















