شب که از نیمه میگذرد، کارون آرام میشود. صدای قایقهای موتوری خاموش میشود و تنها آب میماند و سکوت. اما گاهی این سکوت با صدای اهرم برقی میشکند؛ صدایی که میگوید صیاد باز هم تور را کنار گذاشته و سیمهای برق را به آب انداخته است. چند دقیقه بعد، ماهیها سفید و بیجان روی آب شناور میشوند؛ لاکپشت فراتی و سمور آبی هم در میان آنهاست، بیآنکه کسی به فکرشان باشد. این صحنه، دیگر استثنا نیست. این روزها در بیشتر رودخانههای خوزستان، صید با برق به روش غالب تبدیل شده و تالاب شادگان، یکی از مهمترین تالابهای بینالمللی ایران، در بدترین شرایط ممکن به سر میبرد.
چرا صیادی که سالها با تور ماهی گرفته، حالا به سراغ روشی رفته که هم غیرقانونی است، هم آینده شغل خودش را نابود میکند؟ پاسخ ساده است: ماهیها کم شدهاند. سالها صید بیرویه، خشکسالیهای پیاپی و برداشتهای غیرمجاز، ذخایر آبزیان را به شدت کاهش داده. صیاد محلی که پیشتر با چند ساعت تورانداختن سفره خانواده را پر میکرد، حالا ساعتها وقت میگذارد تا چند ماهی کوچک بگیرد. در این شرایط، برق زدن به آب وسوسهانگیزترین راهکار است؛ با چند دقیقه، چندین برابر بیشتر از یک روز کامل تورانداختن، ماهی به دست میآید. اما نکته تلخ اینجاست که خود صیادان هم میدانند ریشه شغلشان را میخشکانند؛ ولی چاره دیگری نمیبینند.
آمارها این نگرانی را تأیید میکند. یکی از کارشناسان محیط زیست میگوید شرایط به حدی بحرانی شده که تقریباً بیشتر صیادان رودخانهها از این شیوه استفاده میکنند. تنها در تالاب شادگان، ظرف یک ماه ۱۰ پرونده تخلف ثبت شده، اما حجم واقعی تخلفات چندین برابر این عدد است. در شوشتر، دزفول، حمیدیه و آبادان، گزارشها از افزایش چشمگیر صید با برق حکایت دارد. در حمیدیه، صیادان محلی میگویند دیگر با تور چیزی عایدشان نمیشود و در بهمنشیر آبادان نیز هر روز بر تعداد متخلفان افزوده میشود.
فاجعه زیستمحیطی این روش اما فراتر از یک تخلف ساده است. دستگاههای برقی فرقی بین ماهی و موجودات دیگر نمیگذارند. لاکپشت فراتی و سمور آبی که در آستانه انقراض هستند، قربانیان خاموش این روشاند. تخمماهیها و بچهماهیهایی که قرار بود نسل بعدی را بسازند، از بین میروند. به عبارت سادهتر، صیاد با این کار، نه تنها سفره امروز خود را کوچکتر میکند، بلکه سفره نسلهای بعدی را هم برای همیشه جمع میزند. آینده صید و صیادی در شادگان و شوشتر، جایی که بسیاری از روستاییان فقط از همین راه امرار معاش میکنند، به شدت در خطر است.
با همه این تفاسیر، چرا جلوی این تخریب گرفته نمیشود؟ محیطبانان با کمبود شدید نیرو و تجهیزات روبرو هستند. قایقهای آنها فرسوده و تعدادشان کافی نیست. رودخانههای خوزستان پهناور و روستاهای بسیاری در حاشیه آنها قرار دارد. هر گشت محیطبانی ممکن است به درگیری فیزیکی با متخلفان منجر شود و محیطبانان تنها، توان مقابله با گروههای صیاد را ندارند. متخلفان از این خلأ نظارتی به خوبی استفاده میکنند و این شکاف، هر روز بر دامنه تخریب میافزاید.
به باور نویسنده، راهکار این معضل، برخورد صرف نیست. تجربه نشان داده جریمههای نقدی و دستگیریهای محدود، بازدارندگی لازم را ایجاد نکرده است. تا وقتی هزینه تخلف از سود آن کمتر باشد، تخلف ادامه پیدا میکند. باید سه کار اساسی انجام داد: نخست، تشکیل گشتهای ترکیبی با حضور محیطزیست، نیروی انتظامی، آب منطقهای و فرمانداریها در شهرستانهای شادگان، شوشتر، دزفول، حمیدیه و آبادان. دوم، برخورد قاطع قضایی با متخلفان، به ویژه تاجران و واسطههایی که سود اصلی را میبرند. مصادره قایق و تجهیزات برقی باید به یک رویه قطعی تبدیل شود. سوم و مهمتر، توانمندسازی معیشتی صیادان. بسیاری از این افراد به خاطر فقر و ناچاری دست به این کار میزنند. صیادی که راه درآمد جایگزین داشته باشد، به سراغ برق زدن به آب نمیرود.
واقعیت تلخ این است که اگر امروز چارهای نیندیشیم، فردا نه ماهیای در کارون میماند، نه در دز، و نه در بهمنشیر. تالاب شادگان به مردابی بیجان تبدیل میشود و آوازه صیادی خوزستان برای همیشه خاموش میشود؛ آن هم نه با یک صدای بلند، بلکه با یک اهرم برقی در دل شب، در سکوت کامل. امروز نوبت ماست که به زنگ خطر پاسخ دهیم؛ وگرنه فردا، دیگر دیر است.
عبدالحمید گلافشان
















