در روزهایی که «روایت اول» کلید پیروزی در برابر هجمههای روانی دشمن بود، متولیان رسمی رسانه در خواب زمستانی به سر میبردند تا بار سنگین تبیین و اطلاعرسانی، تنها بر دوش خبرنگاران خودجوش و دغدغهمند بیفتد.
در دکترین جنگهای نوین، پیوست رسانهای نه یک انتخاب، بلکه بخشی تفکیکناپذیر از عملیات نظامی است. حقیقت آن است که اگر شما روایتگر صادق و اولِ حوادث خود نباشید، دشمن با استفاده از خلاء خبری، روایت دروغین خود را به ذهن مخاطب دیکته میکند. در جریان حوادث حساس «جنگ رمضان»، خوزستان به عنوان خط مقدم، بیش از هر زمان دیگری به یک «قرارگاه رسانهای» منسجم نیاز داشت؛ قرارگاهی که باید توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه مطبوعات خوزستان مدیریت میشد.
فرصتسوزی در عصر «روایت اول»
اهمیت رسانه در اقناع افکار عمومی و مقابله با شایعات، در بحرانها دوچندان میشود. دشمن با تکیه بر یگانهای جنگ روانی خود، به دنبال تزریق ناامیدی و وارونه نشان دادن واقعیتها بود. در چنین شرایطی، سکون اختیار کردن ارگانهایی که وظیفه ذاتیشان حمایت، هدایت و سردمداری جریان اطلاعرسانی است، چیزی جز تقدیم زمین بازی به حریف نیست. روایت اول، یعنی پیشدستی در انعکاس واقعیت برای جلوگیری از شکلگیری گرههای ذهنی در مردم؛ راهبردی که به نظر میرسد در ساختمانهای اداری ارشاد و خانه مطبوعات خوزستان، به کلی به فراموشی سپرده شده بود.
انفعال نهادی و جوشش فردی
گزارشهای میدانی نشان میدهد که در طول این بحران، هیچ نقشه راه یا حمایت لجستیکی و معنوی مشخصی از سوی این دو نهاد برای خبرنگاران تعریف نشد. در حالی که انتظار میرفت خانه مطبوعات به عنوان خانه صنفی روزنامهنگاران، خطشکنِ مطالبهگری و تبیین باشد، عملاً به یک تماشاگر منفعل تبدیل شد.
در مقابل این سکون سازمانی، شاهد درخشش و ایثار خبرنگارانی بودیم که بدون دریافت ابلاغیه یا حمایت دولتی، به صورت «خودجوش» وارد میدان شدند. این افسران جنگ نرم، با کمترین امکانات و تنها با تکیه بر تعهد حرفهای خود، اجازه ندادند روایتهای مسموم دشمن، افکار عمومی استان و کشور را دچار خدشه کند.
پرسشی که بیپاسخ ماند
باید از مدیران فرهنگی و صنفی استان پرسید: اگر رسانه، ابزار قدرت در دنیای امروز است، چرا در حساسترین برهه تاریخی استان، این ابزار به جای آنکه در دستان مدیریت شدهی حاکمیت باشد، در انبار انفعال رها شد؟ عدم حضور موثر در شبکههای اجتماعی، نبود نشستهای تبیینی فوری و فقدان حمایت از خبرنگاران فعال در خط مقدم، حفرههایی ایجاد کرد که میتوانست هزینههای جبرانناپذیری به امنیت روانی جامعه تحمیل کند.
جنگ رمضان به پایان میرسد، اما درسهای آن باقی است. تجربه نشان داد که ساختار رسمی رسانهای در خوزستان نیازمند یک بازنگری جدی و عبور از مدیریتهای پشتمیزنشین به سمت مدیریت میدانی و بحرانمحور است. اگر مجاهدتهای خودجوش خبرنگاران آزاده نبود، مشخص نبود که روایتهای دروغین دشمن تا کجا پیشروی میکردند. وقت آن است که اداره کل ارشاد و خانه مطبوعات خوزستان پاسخ دهند که در روزهای سخت نبرد، سهم آنها از «دفاع رسانهای» چه بوده است؟
فرشاد صفرزاده
















