اما چند روز یا چند ماه که میگذرد، جز تکرار همان وعدهها در جلسات بعدی، خبری از اقدام عملی نیست. شهروندی در شوشتر میگوید: «به ما گفتند تا دو هفته دیگر ترانس برق محله عوض میشود، اما هنوز خبری نیست. گاهی به خاطر فرسودگی همین ترانسها، ناگهان دچار انفجار میشوند و ساعتها برق منطقه قطع میماند. اگر مسئولان دست روی دست نمیگذاشتند و این ترانسهای قدیمی را پیش از وقوع حادثه تعویض میکردند، حالا ما این همه سختی را تحمل نمیکردیم.»
بانوی سالخوردهای در یکی از محلات حاشیهنشین اهواز با چشمانی اشکبار تعریف میکند: «آبِ گلآلود ورودی را به مسئول آبفا نشان دادیم، قول دادند پیگیری کنند، اما هنوز همان آب را مینوشیم. تازه، همین آبِ بهقول خودشان تصفیهشده، پر از شن، ماسه و سنگریزه است که لولهها را گرفته، سردوش حمام را کور کرده و شیرآلات را از کار انداخته است. حتی با داشتن دستگاه تصفیه آب خانگی هم باز این آلودگیها به وفور در برخی مناطق اهواز یافت میشود.» این حجم از نارضایتی در حالی ثبت میشود که مسئولان با آرامش و لبخند، اهالی را به صبر دعوت میکنند و از محدودیت بودجه میگویند.
جالب اینجاست که برخی مدیران روابطعمومی، ساعتها از این جلسات فیلم و عکس تهیه میکنند و با آب و تاب فراوان، در فضای مجازی منتشر میسازند تا نشان دهند درحال برطرف کردن مشکلات هستند، اما غافل از اینکه مردم میدانند این پستها و استوریها هیچ تغییری در زندگی آنها ایجاد نمیکند. مادر جوانی که کودک شیرخوارش در گرما کلافه است، به ما گفت:این عکس گرفتن های مدیران چه بازخوردی دارد، و آیا کسی میآید و ترانس فرسوده محله ما را تعویض میکند؟ یا شن و ماسههای درون لولهها را از بین میبرد؟
از سوی دیگر، تعجبآور است که گاه برای تعویض یک ترانس فرسوده یا تعمیر شبکه فاضلاب، ۵ تا ۸ ساعت منطقه بدون برق یا آب میماند و شهروندان زیر آفتاب ۵۰ درجه سرگردان رها میشوند. چرا این اقدامات پس از رخ دادن حادثه صورت میگیرد و نه پیش از آن؟ کارشناسان و مدیران باید پاسخ دهند چرا بازدیدهای میدانی و پایش مستمر تجهیزات، بخش جداییناپذیر وظایف روزانه آنها نیست.
در بسیاری از استانهای دیگر کشور، قول و قرارهای مسئولان جامه عمل میپوشد و مصوبات جلسات مردمی با زمانبندی مشخص به سرانجام میرسد، اما متاسفانه در خوزستان این وعدهها اغلب در حد شعار باقی میماند و اعتماد عمومی روزبهروز خدشهدار میشود. برخی مدیران حتی هنگام بازدید با نمایندگان مجلس، جز سخنان کلی، هیچ برنامه عملی برای جذب بودجه ملی و توسعه زیرساختها ارائه نمیدهند و فرصتهای طلایی برای بهبود وضعیت از دست میرود.
شهروندان بسیاری در شهرهای مختلف خوزستان از اندیمشک و دزفول تا شوشتر و آبادان و….، داستانهای تکراری دارند؛ داستانهایی از قولهای بینتیجه که زندگی آنها را تحت تأثیر قرار داده است. آنها به صراحت میگویند که از این جلسات صوری خسته شدهاند و میخواهند مسئولان به جای وعدههای تکراری، فقط عمل کنند، بدون هیاهوی رسانهای و بدون بوق و کرنا.
نظر نگارنده: راهکار اساسی این است که مدیران خوزستانی رویه «مدیریت نشسته» را کنار گذاشته و به «مدیریت میدانی و نتیجهمحور» روی آورند. کافی است هر مسئولی به جای جلسات هفتگی پرشور اما بینتیجه، سیستمی شفاف برای پیگیری مصوبات تعریف کند و گزارش عملکرد هفتگی به مردم ارائه دهد. بازدیدهای سرزده از مناطق کمبرخوردار و اقدام عملی برای رفع معضلات، میتواند بسیاری از گرهها را بگشاید. مدیران آبفا باید پیش از آنکه شن و ماسه، لولهها و شیرآلات مردم را از کار بیندازد، نسبت به تصفیه اصولی آب اقدام کنند و مدیران برق نیز شبکه فرسوده را پیش از انفجار ترانسها نوسازی نمایند. در نهایت، باید پذیرفت کار بدون منت، بدون دوربین و بدون ادعا، آن هم در گرمای سوزان خوزستان، ارزشی مضاعف دارد و مردم قدر چنین خدمتی را خواهند دانست.
عبدالحمید گلافشان
















